السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
285
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
در فصل هشتم از همين مرحله خواهد آمد كه گاهى يك چيز ذاتاً ممكن است اما وقوعاً به دليل آنكه از وقوعش محال ذاتى پيش مىآيد ممتنع مىباشد ، مانند اينكه جسمِ غير متناهى الابعاد ذاتاً ممكن است لكن وقوعاً به دليل آنكه از وقوع آن لازم مىآيد كه غير متناهى بين حاصرين واقع شود - كه اين محال ذاتى است - محال وقوعى خواهد بود . پس ، جسمِ غير متناهى ذاتاً ممكن ، ولى وقوعاً محال است ؛ زيرا مستلزم يك محال ذاتى است كه عبارت باشد از اينكه غير محصور ، محصور شود . شرح بيشتر مطلب را بهزودى در فصل هشتم از مرحلهء چهارم خواهيد خواند . امكان فقرى متن وربّما أُطلق الامكان واريد به ما للوجود . . . والوجودىّ قبال الامكان الماهوىّ . ترجمه گاهى امكان گفته مىشود و از آن اراده مىشود تعلق وتقوّمى كه معلول ، نسبت به وجود علت خود دارد ، خصوصاً فقر ذاتى وجود امكانى نسبت به وجود واجب تعالى . و نامش امكان فقرى و امكان وجودى است ، در برابر امكان ماهوى . شرح امكان فقرى يا امكان وجودى از ابداعات صدرالمتألّهين است . همانطور كه امكان را به ماهيت نسبت داده ولا ضرورت وجود و عدم را از آن اراده مىكنيم ، امكان را به وجود نسبت داده فقر ذاتى را از آن اراده مىكنيم . ممكنات نسبت به ذات حق تعالى فقير و نيازمندند . اين فقر ونيازمندى امر عارضى براى آنها نيست ، بلكه در تار و پود وجودات ، فقر و نياز نهفته است . اگر فقر و نياز عارض بر آنها باشد لازم مىآيد كه آنها ذاتاً نيازمند نباشند و اين با